در سینه ام دلی است که دائم به یادِ توست
ایران سپاهِ قدس ! که بابِ مرادِ توست
مالک رسیده پشتِ درِ خیمه ی یهود ...
کو ذوالفقار ؟ وقتِ ظهور و جهاد توست
اَللّهُمّ عَجِّل لِوَلِیِّک الْفرج
در سینه ام دلی است که دائم به یادِ توست
ایران سپاهِ قدس ! که بابِ مرادِ توست
مالک رسیده پشتِ درِ خیمه ی یهود ...
کو ذوالفقار ؟ وقتِ ظهور و جهاد توست
اَللّهُمّ عَجِّل لِوَلِیِّک الْفرج
به سینه حُبِّ علی و به لب شعارِ علی است
غدیر قصه ی مظلومی تبارِ علی است
دوباره لشکرِ صهیون و خیبری دیگر
بیا که نوبتِ شمشیرِ ذوالفقارِ علی است
اللهم عجل الولیک الفرج
به فدایت سر و جان و دلِ ناقابلِ من
دل نه! دروازه ی شهر گنه و غافلِ من
هم تو را دارد و هم غیر تو را، شرمنده
تیغ بردار و بزن بر سرِ مشکل:"دل"من
اَللهُمَّ عجِّل لِوَلِیِّک الفَرج
رد شدی از کوچه ها در معصیت دیدی مرا
در مسیرِ عشقِ خود صد بار سنجیدی مرا
رد شدم هر بار و شرمنده شدم پیشت ولی
یا حسینم را شنیدی باز بخشیدی مرا ...
اللهم عجل الولیک الفرج
فتح کن این سینه را که تحتِ اشغالِ غم است
غیبتت را کم کن آقا جان که عمرِ ما کم است
چشمِ امیدی که بر غیرِ تو بستم کور باد
ای گلِ نرگس ! ظهورت چاره سازِ عالم است
اللهم عجل الولیک الفرج